فرهنگ آریان‌پور

بی قاعدگی

#۳۹٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

promiscuity

بى قاعدگى، بیقیدى در امور اخلاقى و جنسى

۲

irregularity

بى قاعدگى، بى ترتیبى، نا منظمى، بى نظمى، یبوست

۳

jog

آهسته دویدن، جلو آمدگى یا عقب رفتگى، باریکه، بى قاعدگى، هل دادن، تنه زدن به

۴

abnormality

نابه هنجارى، بى قاعدگى، وضع غیر عادى، خاصیت غیر طبیعى abnormity

۵

eccentricity

دورى از مرکز، گریز از مرکز، غرابت، بى قاعدگى