فرهنگ آریانپور
بی فایده
#۳۹٬۴۹۸
dried
خشک شد، خشک کرد، ساده، خنک، بى سود، بى فایده، تشنه، خون سرد
futile
بیهوده، پوچ، بى فایده، باطل، عبث، بى اثر
ineffective
بى اثر، بیهوده، غیر موثر، بى نتیجه، بى فایده
idle
بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل
barren
نازا، عقیم، لم یزرع، بى ثمر، بى حاصل، تهى، سترون bluesky
footling
پا به جلو
bootless
بى سود، بیهوده، بى مصرف، بى علاج brokendown
fiddling
ویولن، کمانچه، ویولن زدن، زرزر کردن، کار بیهوده کردن fiddle
gimcrack
چیز قشنگ و کم بها، بازیچه، ارزان، قشنگ و بى مصرف، عروسک، تصور واهى، نخود هر آش goodfornothing
impotent
داراى ضعف قوه باء، ناتوان، اکار
nugatory
پوچ، بى اثر، ناچیز
pointless
بى جا، بى معنى، بیهوده
profitless
بیسود