فرهنگ آریان‌پور

بی فایده

#۳۹٬۴۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

dried

خشک شد، خشک کرد، ساده، خنک، بى سود، بى فایده، تشنه، خون سرد

۲

futile

بیهوده، پوچ، بى فایده، باطل، عبث، بى اثر

۳

ineffective

بى اثر، بیهوده، غیر موثر، بى نتیجه، بى فایده

۴

idle

بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل

۵

barren

نازا، عقیم، لم یزرع، بى ثمر، بى حاصل، تهى، سترون bluesky

۶

footling

پا به جلو

۷

bootless

بى سود، بیهوده، بى مصرف، بى علاج brokendown

۸

fiddling

ویولن، کمانچه، ویولن زدن، زرزر کردن، کار بیهوده کردن fiddle

۹

gimcrack

چیز قشنگ و کم بها، بازیچه، ارزان، قشنگ و بى مصرف، عروسک، تصور واهى، نخود هر آش goodfornothing

۱۰

impotent

داراى ضعف قوه باء، ناتوان، اکار

۱۱

nugatory

پوچ، بى اثر، ناچیز

۱۲

pointless

بى جا، بى معنى، بیهوده

۱۳

profitless

بیسود