فرهنگ آریان‌پور

بی‌ غرضانه

#۳۹٬۴۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fair

زیبا، لطیف، نسبتا خوب، متوسط، بور، بدون ابر، منصف، نمایشگاه، بازار مکاره، بى طرفانه

۲

objective

مقصود، هدف، عینى، معقول، قابل مشاهده، بى طرف، علمى و بدون نظر خصوصى، حالت مفعولى، برونى، منظور objective wellmeant

۳

impersonal

غیرشخصى، فاقد شخصیت، بى فاعل

۴

impartially

بیطرف، بیغرض، راست بین، عادل، منصفانه impersonally