فرهنگ آریان‌پور

بی‌ غرض

#۳۹٬۴۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

evenhanded

منصفانه، بى غرضانه، بى طرفانه

۲

disinterested

بى علاقه، بى غرض، بى طرف، بى طمع، بى غرضانه

۳

dispassionate

بى غرضى، بى طرف، بى تعصب، خونسرد

۴

fair

زیبا، لطیف، نسبتا خوب، متوسط، بور، بدون ابر، منصف، نمایشگاه، بازار مکاره، بى طرفانه fair fairminded

۵

simple

ساده، بسیط، بى تکلف، ساده دل، خام، ناآزموده، نادان، ساده کردن

۶

impartial

بیطرف، بیغرض، راست بین، عادل، منصفانه

۷

objective

مقصود، هدف، عینى، معقول، قابل مشاهده، بى طرف، علمى و بدون نظر خصوصى، حالت مفعولى، برونى، منظور objective openminded

۸

impersonal

غیرشخصى، فاقد شخصیت، بى فاعل

۹

unprejudiced

بى تعصب، منصف، بدون تبعیض یا طرفدارى