فرهنگ آریان‌پور

بی عیب

#۳۹٬۴۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

flawless

بى عیب

۲

spotless

بى عیب، بى لکه، بى خال

۳

faultless

بى عیب، بى تقصیر

۴

fault free

بى عیب، بى نقص

۵

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۶

perfect

کامل، مام، درست، بى عیب، تمام عیار، کاملاً رسیده، تکمیل کردن، عالى ساختن

۷

blameless

بى گناه، بى تقصیر، بى عیب

۸

indefectible

خلل ناپذیر، عیب نکردنى، خراب نشدنى، بى عیب، درست

۹

unexceptionable

استثناء ناپذیر، بى عیب، انتقاد ناپذیر

۱۰

all right

(در گویش) صحیح، بسیار خوب، بى عیب، حتمى

۱۱

pure

خالص، پاک، تمیز، ناب، ژاو، (نژاد) اصیل، خالص کردن، پالایش کردن، بى غش، محض

۱۲

entire

کاملاً، کلاً، سراسر

۱۳

immaculate

معصوم

۱۴

perfection

کمال

۱۵

irreproachable

سرزنش نکردنى، ملامت نکردنى، بى گناه