فرهنگ آریانپور
بی عیب
#۳۹٬۴۶۳
flawless
بى عیب
spotless
بى عیب، بى لکه، بى خال
faultless
بى عیب، بى تقصیر
fault free
بى عیب، بى نقص
sound
صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن
perfect
کامل، مام، درست، بى عیب، تمام عیار، کاملاً رسیده، تکمیل کردن، عالى ساختن
blameless
بى گناه، بى تقصیر، بى عیب
indefectible
خلل ناپذیر، عیب نکردنى، خراب نشدنى، بى عیب، درست
unexceptionable
استثناء ناپذیر، بى عیب، انتقاد ناپذیر
all right
(در گویش) صحیح، بسیار خوب، بى عیب، حتمى
pure
خالص، پاک، تمیز، ناب، ژاو، (نژاد) اصیل، خالص کردن، پالایش کردن، بى غش، محض
entire
کاملاً، کلاً، سراسر
immaculate
معصوم
perfection
کمال
irreproachable
سرزنش نکردنى، ملامت نکردنى، بى گناه