فرهنگ آریان‌پور

بی عاطفه

#۳۹٬۴۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

inhuman

بى عاطفه، فاقد خوى انسانى، غیر انسانى، نامردم

۲

heartless

بى عاطفه، عارى از احساسات، افسرده

۳

coldhearted

بى عاطفه

۴

callous

سفت، پینه خورده، بى حس، بى عاطفه، سنگ دل، بى حس کردن، پینه زدن، پنبه اى

۵

obdurate

سخت دل، بى عاطفه، سرخت، لجوج، سنگدل

۶

resupine

تاقباز، برپشت، بى حس، بى عاطفه، بى حال، سست، به عقب برگشته

۷

soulless

بى روح، بى عاطفه

۸

impassive

تالم ناپذیر، بى حس، پوست کلفت، بى عاطفه، خونسرد

۹

insensate

بى حس، بیحال، بى عاطفه، بى معنى، بى فکر

۱۰

insensitive

بى حس، بى عاطفه، جامد، کساد، غیر حساس، کرخت

۱۱

cold blooded

خون سرد، بى عاطفه، عارى از احساسات

۱۲

cold

سرما، سرماخوردگى، زکام، سردشدن یا کردن cold coldblooded

۱۳

stony

(stoney =) ـ سنگى، پرسنک، سنگلاخ، سخت uncaring

۱۴

impersonal

غیرشخصى، فاقد شخصیت، بى فاعل