فرهنگ آریانپور
بی طرفی
#۳۹٬۴۰۱
justice
داد، عدالت، انصاف، درستى، دادگسترى
neutrally
خنثى، بى طرف، بیطرف، بدون جانبدارى، بیرنگ، نادر گیر neutral
detachment
دسته، قسمت، جداسازى، تفکیک، کناره گیرى
neutrality
بیطرفى، نادرگیرى
disinterest
علاقه نداشتن، بى علاقه کردن، بى علاقه شدن
objectivity
عینى بودن، مادیت، هستى، واقعیت، بیطرفى و بى نظرى
impartiality
بیطرفى
nonalignment
نا هم پیمانى، عدم تعهد
neutralization
خنثى سازى، بیطرف کردن