فرهنگ آریان‌پور

بی صدایی

#۳۹٬۳۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

consonantal

بى صدایى، وابسته به حروف بى صدا، صامت

۲

hush

خاموش کردن، آرامش دادن، مخفى نگاه داشتن، آرام شدن، صدا در نیاوردن، ساکت، آرام، خموش، باغبانى

۳

quiet

(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا

۴

still

آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى