فرهنگ آریانپور
بی صدا
#۳۹٬۳۷۵
aphonic
بى صدا
noiseless
بى صدا
soundless
بى صدا، خاموش، ساکت
dumb
زبان بسته، لال، گنگ، بى صدا، کند ذهن، بى معنى، لال کردن، خاموش کردن
mute
گنگ، لال، بى صدا، بى زبان، صامت، کسر کردن، خفه کردن
surd
گنگ، اصم، بى صدا، صامت، رادیکال
whist
خاموش، ساکت، آرام، گنگ، بى صدا، ساکت کردن، هیس کردن، نوعى بازى ورق
atonic
(دستور زبان) بى تکیه، بى صدا (در صحبت و تلفظ)، (پزشکى) بى قوت، سست، ضعیف، مربوط به سستى و بى قوتى
voicless
گنگ، بى صدا، بدون راى و عقیده، بیواک
still
آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى
quiet
(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا
silent
خموش، خاموش، ساکت، بیصدا، آرام، صامت، بیحرف
tuneless
ناکوک، بى آهنگ، نارسا، ناموزون
voiceless
گنه، بیصدا