فرهنگ آریانپور
بی شرم
#۳۹٬۳۲۰
immodest
بى شرم، پر رو، بى عفت، گستاخ، جسور، نا نجیب
malapert
بى شرم، گستاخ، جسور
barefaced
بى شرم، گستاخ، پررو، روباز
blushless
بى شرم
unabashed
بى شرم، گستاخ
brazen faced
بى شرم، پررو
brash
عجول و بى پروا، متهور، گستاخ، بى حیا، بى شرم
brazen
برنجى، (مجازى) بى شرم، بى باک، بى پروایى نشان دادن، گستاخى کردن
brassy
برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج
shameless
بى حیا، بى شرم، بى شرمانه، ننگ آور
rude
خشن، زمخت، ناهموار، خام، گستاخ، جسور
shabby
پست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده
unblushing
بدون شرم، بى خجالت، عارى از شرم