فرهنگ آریان‌پور

بی شرم

#۳۹٬۳۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

immodest

بى شرم، پر رو، بى عفت، گستاخ، جسور، نا نجیب

۲

malapert

بى شرم، گستاخ، جسور

۳

barefaced

بى شرم، گستاخ، پررو، روباز

۴

blushless

بى شرم

۵

unabashed

بى شرم، گستاخ

۶

brazen faced

بى شرم، پررو

۷

brash

عجول و بى پروا، متهور، گستاخ، بى حیا، بى شرم

۸

brazen

برنجى، (مجازى) بى شرم، بى باک، بى پروایى نشان دادن، گستاخى کردن

۹

brassy

برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج

۱۰

shameless

بى حیا، بى شرم، بى شرمانه، ننگ آور

۱۱

rude

خشن، زمخت، ناهموار، خام، گستاخ، جسور

۱۲

shabby

پست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده

۱۳

unblushing

بدون شرم، بى خجالت، عارى از شرم