فرهنگ آریان‌پور

بی سامان

#۳۹٬۲۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

unsettled

درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته

۲

chaotic

پرهرج و مرج، بى نظم

۳

inconsequent

(inconsecutive =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه