فرهنگ آریان‌پور

بی سابقه

#۳۹٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

unexampled

بى سابقه، بى مانند، بى نظیر، غیر موازى، بیهمتا unheardof

۲

unprecedented

بى سابقه، بى مانند، جدید، بى نظیر unsurpassed

۳

unheard

نشنیده، ناشنیده، بى سابقه، توجه نشده، به گوش نخورده، غیر مسموع، غیر معروف، غریب

۴

record

نگاشتن، ثبت کردن، ضبط کردن، ضبط شدن ثبت، یادداشت، نگارش، تاریخچه، صورت مذاکرات، صورت جلسه، سابقه، پیشینه، بایگانى، ضبط، رکورد، حد نصاب مسابقه، نوشته، صفحه گرامافون، نام نیک، مدرک

۵

unparalleled

بى مانند، بى نظیر، بى همتا