فرهنگ آریانپور
بی روح
#۳۹٬۱۶۵
soulless
بى روح، بى عاطفه
spiritless
بى روح، کم دل، بى جرات
apathetic
بى احساس، بى تفاوت، بى روح
flat
پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت
poky
(pokey =) ـ پست، خفه، گرفته، دلگیر، کهنه
dusty
گرد و خاکى
stark
خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً
vapid
بیمزه، خنک، مرده، بیروح، بى حس، بى حرکت
stuffy
خفه، دلتنگ کننده، اوقات تلخ، مغرور، محافظه کار، بد اخم، لجوج
insipid
بى مزه، بى طعم، (مجازى) بیروح، خسته کننده عامیانه
languid
سست، ضعیف، بى حال، آهسته، خمار
literal
لفظ، لفظى، تحت اللفظى، حرفى، واقعى، دقیق، معنى اصلى
toneless
بى آهنگ، ناموزون unimaginative
pedestrian
پیاده، وابسته به پیاده روى، مبتذل، بیروح