فرهنگ آریان‌پور

بی رنگ کردن

#۳۹٬۱۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

decolorize

بى رنگ کردن

۲

decolourize

بى رنگ کردن

۳

discolor

تغییر رنگ دادن، بى رنگ کردن

۴

discolour

تغییر رنگ دادن، بى رنگ کردن

۵

achromatize

رنگ ناپذیر کردن، بى رنگ کردن

۶

decolorization

رنگ زدایى، بى رنگ کردن

۷

decolourization

رنگ زدایى، بى رنگ کردن

۸

bleach

سفید شدن به وسیله شستن با وسایل شیمیایى، سفید کردن، ماده اى که براى سفید کردن (هر چیزى) به کار رود

۹

blench

جمع شدن و عقب نشینى کردن، برگشتن (در اثر بى تصمیمى یا جبن)، برگرداندن، تاخیر کردن، رنگ خود را باختن، سفید شدن