فرهنگ آریانپور
بی رمق کردن
#۳۹٬۱۵۱
sap
شیره، شیره گیاهى، عصاره، خون، شیره کشیده از، ضعیف کردن
exhaust
اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن
enervate
سست کردن، بى رگ کردن، بى حال کردن، جسماً ضعیف کردن، ناتوان کردن، بى اثر کردن