فرهنگ آریان‌پور

بی رمق‌ کردن

#۳۹٬۱۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

sap

شیره، شیره گیاهى، عصاره، خون، شیره کشیده از، ضعیف کردن

۲

exhaust

اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن

۳

enervate

سست کردن، بى رگ کردن، بى حال کردن، جسماً ضعیف کردن، ناتوان کردن، بى اثر کردن