فرهنگ آریانپور
بی رمق
#۳۹٬۱۵۰
low
خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست
beat
(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش خودمانی washedout
spent
(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن
whacked
صداى کتک زدن، صداى اصطکاک، صداى ضربت، ضربت، سهم، زدن، محکم زدن، تسهیم کردن whack
bloodless
بى خون، بدون خونریزى
spiritless
بى روح، کم دل، بى جرات windless