فرهنگ آریان‌پور

بی رمق

#۳۹٬۱۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست

۲

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش خودمانی‌ washedout

۳

spent

(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن

۴

whacked

صداى کتک زدن، صداى اصطکاک، صداى ضربت، ضربت، سهم، زدن، محکم زدن، تسهیم کردن whack

۵

bloodless

بى خون، بدون خونریزى

۶

spiritless

بى روح، کم دل، بى جرات windless