فرهنگ آریان‌پور

بی ربط ساختن

#۳۹٬۱۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

disjoin

وضع از هم گسیخته، بى تکلیفى، جدا، منفصل، متلاشى، بى ربط ساختن