فرهنگ آریانپور
بی دلیل
#۳۹٬۰۸۹
reasonless
بى دلیل
uncaused
بدون علت معین، بى دلیل، بى سبب
unreasonable
نابخرد، بیخرد، نامعقول، ناحساب، ناحق، بى دلیل، زورگو
unduly
ناروا، بى جهت، بى خود unjustified
wanton
سرکش، حرف نشنو، بازیگوش، خوشحال، عیاش، گستاخ، جسور، شرور شدن، گستاخ شدن، بى ترتیب کردن، شهوترانى کردن، افراط کردن
causeless
بى سبب، بى هدف
groundless
بى اساس
unprovoked
بى جهت، بیداعى، بیخود
unwarranted
(unwarrantable =) ـ غیر قابل ضمانت، توجیه نکردنى، بى جا