فرهنگ آریانپور
بی دردسر
#۳۹٬۰۵۳
cushy
بى دردسر، سان، راحت
easily
آسان، سهل، بى زحمت، آسوده، ملایم، روان، سلیس easy effortless
smooth
سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن
handily
با دست انجام شده، دستى، دم دست، آماده، موجود، قابل استفاده، سودمند، چابک، چالاک، ماهر، استاد در کار خود، روان، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال
peaceful
مسالمت آمیز، آرام، صلح آمیز
painless
بى درد، بیرنج
convenient
راحت، مناسب، راه دست
swimmingly
به اسانى، بیمانع
comfortable
راحت، خوشایند