فرهنگ آریان‌پور

بی خبر

#۳۸٬۹۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

unwitting

بى خبر، بى اطلاع، بى توجه، بى هوش، غیرعمدى

۲

incognizant

بى خبر، نا آگاه، بدون اطلاع، غیر وارد، بدون شناسایى

۳

inconscient

بى خبر، بى هوش، بیخرد، غیر آگاه، بى روح، ناخود آگاه

۴

sudden

ناگهانى، ناگهان، بى خبر، بى مقدمه، فورى، تند، به طور غافلگیر، غیر منتظره، سریع

۵

unaware

(unawares =) ـ بى اطلاع، بى خبر، ناگهان، غفلتا، سراسیمه، ناخودآگاه، ناخود آگاهانه

۶

witless

بیهوش، نفهم، بى شعور، بى معنى، نادان، کودن، دیر فهم، بى خبر

۷

unawares

(unaware =) ـ بى اطلاع، بى خبر، ناگهان، غفلتا، سراسیمه، ناخودآگاه، ناخود آگاهانه

۸

unconscious

غش کرده، ناخودآگاه، از خود بیخود، بى خبر، عارى از هوش، نابخود، ضمیر ناخودآگاه، ضمیر نابخود