فرهنگ آریانپور
بی حیا
#۳۸٬۹۵۱
shameless
بى حیا، بى شرم، بى شرمانه، ننگ آور
brash
عجول و بى پروا، متهور، گستاخ، بى حیا، بى شرم
indecent
شرم آور، گستاخ، نا نجیب، بى حیا
fast
تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین
brazen
برنجى، (مجازى) بى شرم، بى باک، بى پروایى نشان دادن، گستاخى کردن
forward
جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن
raunchy
پست تر از استاندارد یا میزان متداول، نامرغوب
immodest
بى شرم، پر رو، بى عفت، گستاخ، جسور، نا نجیب
insolent
گستاخ، جسور
audacious
بى پروا، بى باک، متهور، بى باکانه، بیشرم baldfaced
barefaced
بى شرم، گستاخ، پررو، روباز