فرهنگ آریان‌پور

بی حیا

#۳۸٬۹۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

shameless

بى حیا، بى شرم، بى شرمانه، ننگ آور

۲

brash

عجول و بى پروا، متهور، گستاخ، بى حیا، بى شرم

۳

indecent

شرم آور، گستاخ، نا نجیب، بى حیا

۴

fast

تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً

۵

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۶

brazen

برنجى، (مجازى) بى شرم، بى باک، بى پروایى نشان دادن، گستاخى کردن

۷

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن

۸

raunchy

پست تر از استاندارد یا میزان متداول، نامرغوب

۹

immodest

بى شرم، پر رو، بى عفت، گستاخ، جسور، نا نجیب

۱۰

insolent

گستاخ، جسور

۱۱

audacious

بى پروا، بى باک، متهور، بى باکانه، بیشرم baldfaced

۱۲

barefaced

بى شرم، گستاخ، پررو، روباز