فرهنگ آریان‌پور

ادم بانفوذ

#۳٬۸۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

influence

نفوذ، تاثیر، اعتبار، برترى، تفوق، توانایى، تجلى، نفوذ کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن influence mover and shaker