فرهنگ آریان‌پور

بی حس و حال‌ کردن

#۳۸٬۹۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

benumb

بى حس کردن، بى قدرت کردن، کشتن (قدرت فکر و آرزو و احساس)، کرخ کردن