فرهنگ آریان‌پور

بی حس‌ کردن

#۳۸٬۹۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

benumb

بى حس کردن، بى قدرت کردن، کشتن (قدرت فکر و آرزو و احساس)، کرخ کردن

۲

numb

کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن

۳

deaden

خرف کردن، بى حس و بى روح کردن، بى جان شدن

۴

anesthetize

بى هوش کردن