فرهنگ آریان‌پور

بی حس

#۳۸٬۹۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

obtuse

بى حس، کند ذهن، منفرجه، زاویه 90 تا 180 درجه

۲

insensate

بى حس، بیحال، بى عاطفه، بى معنى، بى فکر

۳

senseless

بى حس، بى معنى، احمق، احمقانه

۴

insentient

بى حس، بیجان

۵

impassible

بى حس، فاقد احساس، بیدرد

۶

insensitive

بى حس، بى عاطفه، جامد، کساد، غیر حساس، کرخت

۷

numb

کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن

۸

torpid

خوابیده، سست، بیحال، بى حس

۹

callous

سفت، پینه خورده، بى حس، بى عاطفه، سنگ دل، بى حس کردن، پینه زدن، پنبه اى

۱۰

astonied

گیج، بى حس، کر

۱۱

resupine

تاقباز، برپشت، بى حس، بى عاطفه، بى حال، سست، به عقب برگشته

۱۲

unfeeling

بى عاطفه، سنگدل، بى حس، فاقد احساسات

۱۳

impassive

تالم ناپذیر، بى حس، پوست کلفت، بى عاطفه، خونسرد

۱۴

insensible

بیشعور، بى حس، غیر حساس

۱۵

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن

۱۶

dead

مهلک، کشنده، قاتل deadly

۱۷

leaden

سربى، مانند سرب، سربى رنگ، کند