فرهنگ آریانپور
بی حس
#۳۸٬۹۱۷
obtuse
بى حس، کند ذهن، منفرجه، زاویه 90 تا 180 درجه
insensate
بى حس، بیحال، بى عاطفه، بى معنى، بى فکر
senseless
بى حس، بى معنى، احمق، احمقانه
insentient
بى حس، بیجان
impassible
بى حس، فاقد احساس، بیدرد
insensitive
بى حس، بى عاطفه، جامد، کساد، غیر حساس، کرخت
numb
کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن
torpid
خوابیده، سست، بیحال، بى حس
callous
سفت، پینه خورده، بى حس، بى عاطفه، سنگ دل، بى حس کردن، پینه زدن، پنبه اى
astonied
گیج، بى حس، کر
resupine
تاقباز، برپشت، بى حس، بى عاطفه، بى حال، سست، به عقب برگشته
unfeeling
بى عاطفه، سنگدل، بى حس، فاقد احساسات
impassive
تالم ناپذیر، بى حس، پوست کلفت، بى عاطفه، خونسرد
insensible
بیشعور، بى حس، غیر حساس
dull
کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن
dead
مهلک، کشنده، قاتل deadly
leaden
سربى، مانند سرب، سربى رنگ، کند