فرهنگ آریان‌پور

بی حرکت‌ کردن

#۳۸٬۹۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

still

آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى

۲

immobilize

بى بسیج کردن، جمع کردن، از جنبش و حرکت باز داشتن، ثابت کردن، مدتى در بستربى حرکت ماندن