فرهنگ آریانپور
بی حالت
#۳۸٬۸۸۰
glassy
شیشه اى، شیشه مانند، زجاجى، بى حالت، صاف، زلال
unexpressive
نارسا، غیر حاکى، عارى از معنى، بى حالت
glass eyed
کور، بى حالت
dull
کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن
drab
زن شلخته، فاحشه، جنده بازى کردن، یکنواخت و خسته کننده، خاکسترى، کسل کننده
toneless
بى آهنگ، ناموزون
expressionless
قیافه ناگویا