فرهنگ آریانپور
بی حال کردن
#۳۸٬۸۷۶
enervate
سست کردن، بى رگ کردن، بى حال کردن، جسماً ضعیف کردن، ناتوان کردن، بى اثر کردن
stupefy
بهت زده کردن، گیج کردن، بیهوش کردن، تخدیر کردن، کودن کردن، خرف کردن، متحیر کردن یا شدن
present
پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن present tion _