واژههای فارسی←بی حال - سست -فرهنگ آریانپوربی حال - سست -#۳۸٬۸۷۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱slackerکسى که از انجام وظیفه شانه تهى کند، آدم سست و بى حال، سست کننده، دریچه، فرارى از خدمت نظامواژههای نزدیک در الفبابی بهره سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی بهره کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی بهره کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی بهره کردن ازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی بهره کردن از مقام حقوقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی بیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر