فرهنگ آریانپور
بی حال
#۳۸٬۸۷۳
languid
سست، ضعیف، بى حال، آهسته، خمار
inactive
ناکنش ور، بى کاره، غیر فعال، سست، بى حال، بى اثر، تنبل، بى جنبش، خنثى، کساد، نادایر
lackadaisical
نازدار، بى حال، بى اشتیاق
low
خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست
dull
کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن
meek
فروتن، افتاده، بردبار، حلیم، با حوصله، ملایم، بیروح، خونسرد، مهربان، نجیب، رام
faint
کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف
inert
نا کار، فاقد نیروى جنبش، بیروح، بیجان، ساکن، راکد
feeble
ضغیف، کم زور، ناتوان، عاجز، سست، نحیف
flabby
سست، نرم، شل و ول، داراى عضلات شل
groggy
مست، تلو تلو خورنده، سست
laggard
آدم کند دست، آدم دست سنگین، عقب مانده langourous
lymphatic
لنفاوى، لنف بر، بلغمى، موجد لنف