فرهنگ آریان‌پور

بی چون و چرا

#۳۸٬۸۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

indisputable

بى چون و چرا، مسلماً، بى گفتگو، به طور غیر قابل بحث، به طور مسلم

۲

incontestable

بى چون و چرا، مسلم، غیر قابل بحث، محقق

۳

peremptory

قطعى، بى چون و چرا، آمرانه، خود راى، شتاب آمیز

۴

incontrovertible

غیر قابل بحث، بدون مناقشه، بى چون و چرا، بدون مباحثه، مسلم

۵

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت

۶

vested

جلیقه، زیرپوش کشباف، لباس، واگذار کردن، اعطا کردن، محول کردن، ملبس شدن vest

۷

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار

۸

absolute

مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود

۹

airtight

محفوظ از هوا، غیر قابل نفوذ به وسیله ى هوا

۱۰

definite

معین، قطعى، تصریح شده، صریح، روشن، معلوم

۱۱

distinct

جدا، ممتاز، مجزا، واضح، متمایز

۱۲

implicit

التزامى، مجازى، اشاره شده، مفهوم، تلویحا فهمانده شده، مطلق، بى شرط، تلویحى، ضمنى

۱۳

positive

مثبت، یقین، قطعى، محقق، معین، مطلق، ساده

۱۴

definitive

قطعى، قاطع، صریح، معین کننده، نهایى

۱۵

implicitly

التزامى، مجازى، اشاره شده، مفهوم، تلویحا فهمانده شده، مطلق، بى شرط، تلویحى، ضمنى implicit

۱۶

categorical

قاطع، حتمى، جزمى، قیاسى، قطعى، (منطق) مطلق، بى قید، بى شرط