فرهنگ آریان‌پور

بی ثبات

#۳۸٬۸۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

inconstant

بى ثبات، بى وفا

۲

fickle

متلون، دمدمى، بى ثبات، بى وفا

۳

shifty

زرنگ، دست و پادار، با ابتکار، با تدبیر، حیله گر، فریب آمیز، متغیر، بى ثبات

۴

mutable

تغییر پذیر، بى ثبات، ناپایدار

۵

instable

نااستوار، بى استحکام، مست، متزلزل، بى ثبات، بى عزم، متلون، بى اطمینان

۶

slippery

لیز، لغزنده، بى ثبات، دشوار، لغزان

۷

lubricious

لیز، نرم، هرزه، بى قرار، بى ثبات، لغزنده، گریز پا

۸

impermanent

نا پایدار، بى ثبات

۹

casual

اتفاقى، غیر مهم، غیر جدى

۱۰

protean

شبیه Proteus، متغیر، شکل پذیر، گوناگون، متلون

۱۱

wayward

خودسر، خود راى، نافرمان، متمرد

۱۲

volatile

فرار (farraar)، بخار شدنى، سبک، لطیف، فرار

۱۳

uncertain

نامعلوم، مشکوک، مردد، متغیر، دمدمى

۱۴

unsettled

درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته

۱۵

precarious

عاریه اى بسته به میل دیگرى، مشروط بشرایط معینى، مشکوک، مصر، التماس کن، پرمخاطره

۱۶

unbalanced

نامتعادل، نامتوازن

۱۷

inconsistent

متناقض، ناجور