فرهنگ آریان‌پور

بی توان شدن

#۳۸٬۷۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fail

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن