فرهنگ آریان‌پور

بی تناسب

#۳۸٬۷۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

disproportion

بى تناسب، بى قوارگى، عدم تجانس

۲

incommensurate

بى تناسب، ناپسند، نارسا، نامناسب

۳

disproportionate

بى تناسب، غیرمتجانس

۴

antic

غریب و عجیب، بى تناسب، مسخره، وضع غریب و مضحک

۵

baroque

غریب، آرایش عجیب و غریب، بى تناسب، وابسته به سبک معمارى در قرن هیجدهم، سبک بى قاعده و ناموزون موسیقى

۶

grotesque

غریب و عجیب، بى تناسب، مضحک، تناقض دار

۷

asymmetric

(asymmetrical =) ـ نامتقارن، بى قرینه، غیرمتقارن، بى تناسب

۸

asymmetrical

(asymmetric =) ـ نامتقارن، بى قرینه، غیر متقارن، بى تناسب

۹

graceless

بى نزاکت، هرزه، فاسد، عارى از فریبندگى، بى ملاحت