فرهنگ آریان‌پور

بی تربیت

#۳۸٬۷۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

uncivil

بى تربیت، بى تمدن، وحشى، بى ادب

۲

lowbred

بى تربیت، پست، فرومایه

۳

impolite

بى تربیت، خشن، زمخت، خام، بى ادب، غیر متمدن

۴

ill bred

بى تربیت، بى ادب، غیر متمدن، بد تربیت شده

۵

cad

پست و بدون مبادى آداب بودن، آدم بى تربیت

۶

chuff

دهاتى، بى تربیت، روستامنش

۷

churl

دهاتى، آدم خشن و زمخت، بى تربیت، روستایى

۸

gross

ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن

۹

randy

خشن، بى تربیت، افسار گیسخته، سرکش، زبان دراز، گداى سمج و بى ادب، شهوانى

۱۰

bearish

خشن، بى تربیت، مثل خرس، خرس وار

۱۱

caddish

اوباش صفت، بى تربیت، پست

۱۲

barbarous

وحشى، بى تربیت، بیگانه، غیر مصطلح

۱۳

underbred

از نژاد غیراصیل، نااصل زاده، بى تربیت

۱۴

half bred

دورگه، بى تربیت

۱۵

ill mannered

بد روش، بى تربیت، بد خو، بى ادب