فرهنگ آریان‌پور

بی تجربه

#۳۸٬۶۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

raw

نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن raw unseasoned

۲

green

سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل

۳

gunshy

ترسنده از صداى تفنگ، ترسو، بى تجربه

۴

immature

نا بالغ، نارس، رشد نیافته، نابهنگام، بى تجربه

۵

unskilled

(unskillful =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت untested

۶

half baked

نیم پخته، (مجازى) ناپخته، ناقص، خل، بى تجربه، خام

۷

new

بتازگى، اخیراً

۸

babe

(baby =) ـ طفل، نوزاد، کودک، شخص ساده و معصوم

۹

maiden

دوشیزه، دختر باکره، جدید

۱۰

amateur

دوستدار هنر، آماتور، غیرحرفه اى، دوستار

۱۱

childish

بچگانه، ناپسند green tumb

۱۲

greenhorn

نوچه، آدم تازه کار، مبتدى، آدم خام یا ناشى