فرهنگ آریانپور
بی تجربه
#۳۸٬۶۹۴
raw
نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن raw unseasoned
green
سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل
gunshy
ترسنده از صداى تفنگ، ترسو، بى تجربه
immature
نا بالغ، نارس، رشد نیافته، نابهنگام، بى تجربه
unskilled
(unskillful =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت untested
half baked
نیم پخته، (مجازى) ناپخته، ناقص، خل، بى تجربه، خام
new
بتازگى، اخیراً
babe
(baby =) ـ طفل، نوزاد، کودک، شخص ساده و معصوم
maiden
دوشیزه، دختر باکره، جدید
amateur
دوستدار هنر، آماتور، غیرحرفه اى، دوستار
childish
بچگانه، ناپسند green tumb
greenhorn
نوچه، آدم تازه کار، مبتدى، آدم خام یا ناشى