بی پرده
#۳۸٬۶۲۰
pert
(peart =) ـ گستاخ، جسور، سالم و با روح، بى پرده، پر رو، ماهر، غنچه دار، قشنگ، سرحال
blunt
کند، بى نوک، داراى لبه ضخیم، رک، بى پرده، کند کردن
frank
رک گو، بى پرده حرف زن، رک، بى پرده، صریح، نیرومند، مجانى، چپانیدن، پر کردن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن
openly
آشکارا، به طور آشکار، علناً، دست بلند، بى پرده
roundly
به طور حسابى، درست و حسابى، کاملاً رک، آشکارا، بى پرده، گردوار
straight
راست، مستقیم، مستقیما، درست، رک، صریح، بى پرده، راحت، مرتب، عمودى، افقى، به طور سرراست واژه هاى شامل
free spoken
رک گو، ساده گو، بى پرده، بى محابا
plain
پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن plain pointblank uninhibited
candid
بى تزویر، منصفانه، صاف و ساده
direct
مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ
express
بیان کردن، سریع، اظهار داشتن، ادا کردن، سریع السیر، صریح، روشن، ابراز کردن
explicit
صریح، روشن، واضح، آشکار، صاف، ساده explicit explicitly
expressly
صریحا، فوراً
forthright
رک، سرراست، مستقیما، بى محابا، بیدرنگ