فرهنگ آریان‌پور

بی بند و بار

#۳۸٬۵۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

footloose

بى بند و بار، آزاد

۲

profligate

هرزه، بى بند و بار، فاسد الاخلاق، ولخرج

۳

free living

خوش گذران، عیاش، تسلیم هواى نفس، بى بند و بار

۴

laisser faire

(laissez faire =) ـ عدم مداخله، سیاست عدم مداخله دولت در امور اقتصادى، سیاست اقتصاد آزاد، بى بند و بار

۵

wild

وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه

۶

fast

تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً

۷

riotous

آشوبگرانه

۸

swinging

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن abandoned

۹

luxurious

خوش گذران، داراى زندگى تجملى، مجلل

۱۰

dissolute

هرزه، فاجر، بداخلاق، از روى هرزگى، فاسد

۱۱

dissipated

ولخرج، پول تلف کن، پراکنده

۱۲

immoderate

بى اعتدال، زیاد

۱۳

permissive

آسان گیر، مجاز، روا

۱۴

incontinent

ناپرهیزکار

۱۵

freewheeling

آزاد زندگى کردن، با آزادى حرکت و جنبش کردن، با آزادگى زیستن، با دنده خلاص رفتن