فرهنگ آریانپور
بی بند و بار
#۳۸٬۵۷۰
footloose
بى بند و بار، آزاد
profligate
هرزه، بى بند و بار، فاسد الاخلاق، ولخرج
free living
خوش گذران، عیاش، تسلیم هواى نفس، بى بند و بار
laisser faire
(laissez faire =) ـ عدم مداخله، سیاست عدم مداخله دولت در امور اقتصادى، سیاست اقتصاد آزاد، بى بند و بار
wild
وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه
fast
تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً
riotous
آشوبگرانه
swinging
(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن abandoned
luxurious
خوش گذران، داراى زندگى تجملى، مجلل
dissolute
هرزه، فاجر، بداخلاق، از روى هرزگى، فاسد
dissipated
ولخرج، پول تلف کن، پراکنده
immoderate
بى اعتدال، زیاد
permissive
آسان گیر، مجاز، روا
incontinent
ناپرهیزکار
freewheeling
آزاد زندگى کردن، با آزادى حرکت و جنبش کردن، با آزادگى زیستن، با دنده خلاص رفتن