ادم
#۳٬۸۵۷
dude
آدم شیک پوش، شخص dude خودمانی ناپسند fucker
adam
آدم، آدم ابولبشر
bloke
آدم، رفیق، یار، همکار، یارو
one
یک، تک، واحد، شخص، آدم، کسى، شخصى، یک واحد، یگانه، منحصر، عین همان، یکى، یکى از همان، متحد، عدد یک، یک عدد، شماره یک
cove
خلیج کوچک، خور، پناهگاه ساحلى دامنه کوه، (زبان عامیانه) یارو، شخص، آدم
homo
جانورانى که انسان و انواع میمون ها نیز جزو آن به شمار مى روند، آدم، انسان
fellow
مرد، شخص، آدم، مردکه، یارو fellow عامیانه
person
شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل
lot
بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن lot خودمانی
boy
پسر بچه، پسر، خانه شاگرد واژه هاى شامل
drew
(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش draw
bird
پرنده، مرغ، جوجه، مرغان