فرهنگ آریانپور
بی بصیرت
#۳۸٬۵۶۰
impercipient
بى بصیرت، بى احساس، آدم بى بصیرت
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش blind imperceptive