فرهنگ آریان‌پور

بی برو برگرد

#۳۸٬۵۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

cold

سرما، سرماخوردگى، زکام، سردشدن یا کردن

۲

dead

مهلک، کشنده، قاتل deadly

۳

direct

مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ

۴

fait accompli

عمل انجام شده