فرهنگ آریان‌پور

بی‌ اهمیت

#۳۸٬۵۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

unimportant

بى اهمیت، غیرمهم

۲

immaterial

غیر مادى، مجرد، معنوى، جزیى، بى اهمیت، ناچیز

۳

null

پوچ، تهى، ملغى، باطل، بلااثر، صفر

۴

potty

جزیى، آسان، ناچیز، احمقانه، مغرور، لگن یا مستراح اطفال

۵

nothing

هیچ، نیستى، صفر، بى ارزش، ابدا

۶

footling

پا به جلو

۷

dispensable

صرفنظر کردنى، چاره پذیر، غیر ضرورى، غیرواجب، چشم پوشیدنى، معاف کردنى jerkwater hairsplitting pipsqueak

۸

indifferent

خونسرد، لاقید، بیطرف، بى تمایل، جزیى، بى اثر، ناچیز، نه چندان خوب