فرهنگ آریان‌پور

بی‌ انتظام

#۳۸٬۴۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

irregular

بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده