فرهنگ آریانپور
ادغام کردن
#۳٬۸۴۶
pool
تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن
combine
با هم پیوستن، ملحق شدن، متحد شدن، آمیختن، (شیمى) ترکیب شدن، ماشین درو و خرمن کوبى، کمباین، ترکیب کردن
telescope
دوربین نجومى، تلکسوپ، تلسکوپ به کار بردن
amalgamate
آمیختن، توام کردن (ملقمه فلزات با جیوه)
synthesize
ترکیب کردن، آمیختن، ترکیب شدن، هم گذارى کردن
consolidate
محکم کردن، یکى کردن، یک رقم کردن