واژههای فارسی←بی استخوانفرهنگ آریانپوربی استخوان#۳۸٬۳۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bonedاستخوان، استخوان بندى، گرفتن یا برداشتن، خواستن، درخواست کردن، تقاضا کردن bone bonelessواژههای نزدیک در الفبابی اسبابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی اسباب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی استاممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی استثنامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی استحکاممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبی استحکامیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر