فرهنگ آریان‌پور

بی ابرو کردن

#۳۸٬۲۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

undo

(past: undid ; past participle: undone) ـ واچیدن، بى اثر کردن، خنثى کردن، باطل کردن، خراب کردن، ضایع کردن، بى آبرو کردن، باز کردن