بی
#۳۸٬۲۳۷
ex
بى، بدون، از، در
cyanic
بى
but
ولى، اما، لیکن، جز، مگر، به استثناى، فقط، نه تنها، به طور محض، بى، بدون
void
باطل، عارى، بى اعتبار، باطل کردن، تهى، خالى، بلاتصدى، عارى از، پوچ، بى اثر کردن، پوچ کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن، بیرون ریختن، خارج شدن، دفع شدن، باطل شدن
without
برون، بیرون، بیرون از، از بیرون، به طرف خارج، آن طرف، فاقد، بدون
a
حرف اول الفباى انگلیسى، حرف اضافه مثبت a free_
in
پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89) less _
non
پیشوندى است به معنى " منفى " یا " خیر " و غیره
minus
منها، من هاى، کمتر، کم شد با، علامت منفى
tight
سفت، محکم، تنگ (tang)، کیپ، مانع دخول هوا یا آب یا چیز دیگر، خسیس، کساد