فرهنگ آریان‌پور

بوی بد

#۳۸٬۱۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

malodour

بوى بد

۲

mephitis

بوى بد، بخار مهلک و متعفنى که از زمین بلند مى شود

۳

reek

بخار، بخار دهان، بخار از دهان خارج کردن، متصاعد شدن، بوى بد دادن

۴

funk

هراس، وحشت، بیم، آدم ترسو، بوى بد، کج خلقى، عبوسى، طفره زدن، رم کردن بدبو کردن، دود ایجاد کردن، عصبانى کردن

۵

stink

(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن

۶

fetor

(stench =) ـ بوى بد، گند

۷

malodor

بوى زننده، بوى بد