فرهنگ آریانپور
بوی بد
#۳۸٬۱۸۰
malodour
بوى بد
mephitis
بوى بد، بخار مهلک و متعفنى که از زمین بلند مى شود
reek
بخار، بخار دهان، بخار از دهان خارج کردن، متصاعد شدن، بوى بد دادن
funk
هراس، وحشت، بیم، آدم ترسو، بوى بد، کج خلقى، عبوسى، طفره زدن، رم کردن بدبو کردن، دود ایجاد کردن، عصبانى کردن
stink
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
fetor
(stench =) ـ بوى بد، گند
malodor
بوى زننده، بوى بد