فرهنگ آریانپور
بومی
#۳۸٬۱۴۵
native
بومى، اهلى، محلى native nativeborn
indigene
بومى
aborigine
بومى، ساکن اولیه، اهلى، قدیم، گیاه بومى
aboriginal
بومى، اصلى، سکنه اولیه، اهل یک آب و خاک
indigenous
بومى، طبیعى، ذاتى، مکنون، فطرى
vernacular
بومى، محلى، کشورى، زبان بومى، زبان مادرى
autochthon
بومى، محلى
autochthonous
بومى، محلى، ذاتى، تشکیل شده یا ایجاد شده در محل خود، (زیست شناسى) جابجا نشده
endemic
مختص یک دیار، بومى، بیمارى همه گیر بومى، مخصوص آب و هواى یک شهر یا یک کشور
domestic
خانگى، خانوادگى، اهلى، رام، بومى، خانه دار، مستخدم یا خادمه
landsman
ملوان نا آزموده، اهل خشکى (در مقابل دریانورد)، بومى، هم میهن، ملوان ساده که هنوز درجه اى نگرفته، کسى که زندگى و شغلش در خشکى است