فرهنگ آریان‌پور

ادعا کردن

#۳٬۸۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

profess

ادعا کردن، اظهار کردن، تدریس کردن، ابراز ایمان کردن

۲

plead

(past: pleaded, pled ; past participle: pleaded, pled) ـ در دادگاه اقامه یا ادعا کردن، درخواست کردن، لابه کردن، عرضحال دادن حقوق‌

۳

claim

ادعا، دعوى، مطالبه، ادعا کردن

۴

assert

دفاع کردن از، حمایت کردن، آزاد کردن، اظهار قطعى کردن، ادعا کردن، اثبات کردن

۵

acclaim

تحسین، ادعا کردن، آفرین گفتن، اعلام کردن، جار کشیدن، ندا دادن، هلهله یا فریاد کردن، کف زدن

۶

contend

ستیزه کردن، مخالفت کرده با، رقابت کردن، ادعا کردن

۷

lay in

اندوختن، ذخیره کردن، ادعا کردن، رنگ آمیزى کردن

۸

avow

نذر، پیمان، عهد، قول، شرط، تعیین، عزم، تصمیم، نذر کردن، قسم خوردن، وقف کردن

۹

insist

اصرار ورزیدن، پاپى شدن، (معنى مجازى) سماجت، تکیه کردن بر، پافشارى کردن در دادگاه‌

۱۰

allege

اقامه کردن، دلیل آوردن، ارائه دادن به‌ ناحق‌

۱۱

arrogate

ادعاى بى جا کردن، غصب کردن، به خود بستن

۱۲

asseverate

به طور جدى اظهار کردن، تصریح کردن مصرانه‌